بخشايش(اذربايجان شرقي)

  • جمعیت :
    5758
  • کد تلفن :
    432

بخشایش  یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان هریس واقع شده‌است. جمعیت این شهر، طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر ۵٬۷۵۲ نفر می‌باشد که از این جهت، سومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس و سی و چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.
زبان
زبان مردم بخشایش، همانند سایر اهالی شهرستان هریس و استان آذربایجان شرقی، ترکی آذربایجانی است که در میان مردم به لهجهٔ محلی بخشایش تلکم می‌شود.
 يكي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي در حوزه فرمانداري شهرستان هريس، بخشايش مي باشد كه در فاصله 80 كيلومتري مركز استان – تبريز – و 37 كيلومتري شهرستان بستان آباد واقع شده است. بخشايش در منطقه جلگه اي بنا شده و داراي آب و هواي كوهستاني با تابستانهاي گرم و زمستانهاي سرد و طولاني است. خاك حاصلخيز بخشايش براي توليد غلات بسيار مساعد است.  اين شهر در بين دو رودخانه معروف آذربايجان موسوم به «اوجان چاي» و «آجي چاي» قرار گرفته است رودخانه اوجان كه از ارتفاعات سهند شمالي سرچشمه مي گيرد پس از طي مسافتي در نزديكي اين شهر وارد آجي چاي مي شود و بخشايش را مي توان به عنوان محل تلاقي اين دو رود معروف شناخت. به علت وجود طبقات نمكي در اراضي مجاور بخشايش آب آجي چاي در اين منطقه تلخ و غير قابل استفاده كشاورزي و غير مناسب براي شرب انساني است.  همسايگان بخشايش:  بخشايش از طرف شمال با روستاي بزرگ اربطان، از طرف جنوب با تازه كند و اشتلق سفلي و عليا، از سمت غرب با بخش نو و جانقور و از سمت شرق با شهر كلوانق همسايه مي باشد. بخشايش به عنوان مركز روستاهاي فوق الذكر از شهرت و اعتبار خاصي برخوردار مي باشد و اين روستاها از لحاظ امور اقتصادي، اداري و خدماتي از طريق بخشايش تأمين و سرويس دهي مي گردند.   جمعيت بخشايش:  بخشايش در حدود 25000 نفر جمعيت دارد كه حدود 10000 نفر آن در بخشايش و 15000 نفر آن در مراكز تهران، تبريز، كرج، قم و ... زندگي مي كنند كه نوعاً با زادگاه خود در رفت و آمد و ارتباط دائمي مي باشند و اگر در پاره اي از منابع خارجي نفوس بخشايش را 15000 نفر معرفي كرده اند شايد بر اين اساس بوده باشد. بخشايش در وضعيت كنوني از شهرهاي تابع حوزه فرمانداري هريس مي باشد و بزرگترين و پرجمعيت ترين آبادي آن فرمانداري به شمار مي رود، كه شايد از نظر نفوس كمتر از خود مركز فرمانداري نباشد.   وضعيت اجتماعي:  بخشايش را با توجه به بافت اعتقادي و مذهبي اش، مي توان يكي از شهرهاي مذهبي ناميد. در اين شهر، تمام آداب و رسوم و سنن مردم به مذهب و اعتقادات ديني آنان باز مي گردد. اين آبادي با توجه به موقعيت جغرافيايي خاصي كه دارد و در آخر نقشه جغرافيايي آذربايجان و در يك منطقه بن بست قرار گرفته است، از اين رو يك نوع انزواي اجتماعي و فرهنگي بر آن منطقه حاكم بوده و مردم آن نوعاً نتوانسته اند همگام با پيشرفتهاي جامعه شهري از پيشرفت لازم برخوردار شوند. حاكميت ارباب و رعيتي قرون وسطايي با شديدترين روشهاي استبدادي خود، بر افكار و انديشه هاي مردم اين منطقه سايه افكنده است، به حدي كه برخي گفته اند پس از الغاي سيستم ارباب و رعيتي خشن، بازهم رعايايي بودند كه چندين سال بعد از آن تاريخ، عايدات مالكانه هر ساله را به نمايندگان آنان به صورت پنهاني مي پرداخته اند.    بخشايش و همسايگان مجاور آن، به علت انزوا و دور بودن از شريانهاي ارتباطي كشور و دور افتادن آنها از مراكز فرهنگي شهري، از نعمت سواد و دانش تا پيروزي انقلاب اسلامي نوعاً محروم بوده اند. در اثر اين محروميت و در پي اين عارضه مهم اجتماعي، از تعدادي از حقوق اجتماعي و سياسي خود محروم مانده اند، به حدي كه تا اين اواخر پديده هاي تمدن مانند برق و تلفن و آسفالت و بهداشت عمومي و آب شهري در آنجاها وجود نداشت.  مردم بخشايش و حومه در حركت اسلامي و انقلابي كه به رهبري امام بزرگوار و مراجع عاليقدر تقليد شروع گرديد، همراهي و همكاري كامل نمودند. آنان با تمام وجود به حكم وظيفه ديني و اعتقادي پشت سر مراجع تقليد حركت نموده و در اين راه از بذل مال و امكانات مادي و از بذل جان و نفس و روان دريغ نداشته اند. چه اعياد و نوروزهايي را به حكم وظيفه ديني و فرمان مراجع به عزاداري و سوگواري پرداختند، و چه راهپيمايي ها و تظاهراتي كه در مقابل چشمان تيزبين ساواك و سازمان مخوف دستگاه جبار ستمشاهي انجام دادند و هرگز به جان و مال خويش نيانديشيدند. تا اينكه در جشن پيروزي انقلاب اسلامي، حضور شادمانه پيدا كردند.  مردم بخشايش با پيروزي انقلاب اسلامي به برخي از منويات و خواسته هاي قلبي خويش نايل آمدند، ولي هنوز بسياري از مسائل و مشكلات آنان پابرجاست و در انتظار ايامي هستند كه به بركت حاكميت عدل اسلامي و الهي، به آن خواسته ها و اميال نايل آيند، كه بخشي از آن خواسته ها، ريشه كن شدن خودسري ها، حاكميت قانون الهي، از بين رفتن بيسواديها در تمام منطقه، تعميم عدالت اجتماعي و اقتصادي، ايجاد اشتغال براي جوانان، تامين خواسته هاي واقعي كشاورزان، تسهيل امور ازدواج جوانان و ... مي باشد.  تحولات فرهنگي و فعاليتهاي آموزشي و تربيتي كه اخيراً در آن نقطه و مناطق هم جوار آن از طريق روحانيون متعهد و آموزگاران دردمند و جوانان پرذوق و احساس آغاز گرديده است، نويد بخش تغييرات و تحولات بنيادي است كه تمام منطقه، از آن ميان بخشايش را در برمي گيرد. ولي برخي از رسوبات باقي مانده از دوران طاغوت، از مهم ترين موانع پيشرفت و ارتقاي زندگي مادي و معنوي مردم آن سامان به شمار مي رود كه با حسن تدبير از بين رفتني هستند.  موقعيت اقتصادي:  «بخشايش» يكي از مراكز مهم توليد قالي مي باشد و فرشهاي آن پس از هريس، از شهرت مطلوبي برخوردار مي باشند. در اواسط قرن نوزدهم، قالي ايران به تدريج جاي خود را در كشورهاي خارجي – مغرب زمين – باز كرد. بازرگانان تبريزي شعبه اي در استانبول داشتند و كار اصلي آنها خريد مصنوعات كشورهاي اروپائي و فرستادن آنها به ايران بود. در شهرها و مناطق مهم ايران نيز نمايندگاني داشتند كه قاليها را جمع آوري كرده و به خارج مي فرستادند. مناطق مهمي كه قاليهاي آنها بيشتر صادر مي شد، عبارت بود از: آذربايجان، كرمان، مشهد، كاشان و ... . منظور از آذربايجان، بيشتر قاليهاي شهر تبريز و ناحيه هريس بود.  ناحيه هريس: در چهل ميلي شرق تبريز، يكي از جالب توجه ترين و بكر ترين نواحي بافندگي ايران واقع گرديده است، كه آن را ناحيه هريس يا گوراوان، مهربان و بخشايش هم مي نامند. قاليهايي را كه نام روستاها و شهرهاي سابق الذكر و ساير روستاها بر آن اطلاق شده، هر روز براي داد وستد به بازار تبريز مي آوردند. بعضي از اين نامها در كشورهاي مغرب زمين نيز متداول است و مورد استعمال دارد. لكن در بين اين سي و چند روستا كه ناحيه را تشكيل مي دهد، هريس بزرگترين و مهمترين آنها محسوب مي شود و بهترين قالي از نظر ثبات رنگ و نقشه را تهيه مي كند. آب و هواي معتدل، كوهستاني بودن منطقه و ساير اختصاصات طبيعي و جغرافيايي، ناحيه را براي كشاورزي و دامداري مستعد ساخته و فرآورده هاي دامي، مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنايع دستي، بويژه هنرهاي دستي از جمله فرشبافي سوق داده است.   سابقه صنعت قالي بافي در بخشايش از ساير روستاهاي ناحيه بيشتر است. اغلب طرحهاي بافته شده در بخشايش، هراتي است و بيشتر مايه هاي زيبايي از آبي يا نخودي و يا ارغواني روشن دارند. چنانچه سراندازه هاي نخودي رنگ را از نزديك مورد معاينه قرار دهيم، ثابت خواهد شد كه رنگ اصلي آنها قرمز بوده كه با گذشت زمان اكسيده شده و به اين رنگ درآمده است.  تجار آذربايجان مي دانستند كه كشورهاي مغرب زمين به جاي تخته هاي باريك و دراز با طرحهاي تكراري، كه تا آن زمان در روستاها تهيه مي گرديد، خواستار قاليهايي هستند كه با طرح ترنج بافته شده باشد. بنابراين ضروري به نظر مي رسيد كه يكي از تجار متهور آن منطقه طرحي از طرحهاي معمول گردان يعني طرح لچك ترنج را به گوراوان يا بخشايش و يا هريس بفرستد و مشاهده كنند كه قاليبافان روستايي چگونه از آن استفاده مي كنند. آنچه انتظار مي رفت، به وقوع پيوست، يعني قاليبافان اين ناحيه روستايي، اين طرح را به طرح شكسته تبديل كردند. يعني آن را به صورت خط عمودي و افقي و اريب 45 درجه درآوردند. تمايل قاليبافان ناحيه هريس به تغيير خطوط منحني به مستقيم يا تبديل طرح گردان به شكسته را امروز مي توان در هر يك از روستاها مشاهده كرد.  در بخشايش نيز فرشهايي مشابه با هريس، منتها در بافت خشن تر و تراكم كمتر، اغلب در اشكال شبه چهارگوش و با رنگهاي كلاسيك منطقه كه نسبت به گذشته تا حدودي ملايم تر شده اند بافته مي شوند.  طرح و نقشه قاليهاي ناحيه هريس، معمولاً لچك و ترنج است كه در اصطلاح محلي به آن «گوشه گوبك» مي گويند. حاشيه معروف به «توسباغا» يا «بالوق شاماما» و يا «سماوري» نيز از جمله حواشي متداول و رايج است. نقشه «قاچ خاتون» يا «داش خاتون» با ترنجي كف ساده و حاج عظيمي با ترنجي لوزي و صمدخاني با ترنجي مدور و نوعي اسليمي و افشان كه هر دو با طرحهاي اسليمي و افشان شهري متفاوتند و بالاخره نقشه تاجري از جمله مهمترين نقشه هاي متداولند.      
بخشايش از نظر توليد كناره هاي زيبا و دلفريب، كه بازي رنگهايي با مايه هاي آبي و قرمز نخودي و آجري آنها را از زيبايي خاصي برخوردار مي سازد، در بين مناطق حوزه هريس داراي مرتبه اي والاست. نقشهاي بزرگ گياهي كه از نقشهاي هريس الهام گرفته اند بر خلاف توليدات سراب، در سرتاسر متن تكرار مي شوند. تار و پود تمام قاليهاي هريس و گوراوان، مهربان و بخشايش از پنبه است و نخها اصولاً زمخت هستند. در بعضي قاليچه ها مثل قاليچه هاي بيلوردي، به طور استثنا به جاي يك پود، دو پود از بالاي رديف گره ها مي گذرد: يكي كشيده و پنهان و ديگري به رنگ آبي كه از پشت قالي قابل رويت است.  تراكم گره حاكم بر منطقه ترك باف از 600 تا 1000 گره در دسي متر مربع مي رسد. در برخي از قاليچه ها كه از سفتي و زمختي بيشتري برخوردارند، اين تعداد گره از 1000 تا 1500 گره در دسي متر مربع در تغيير است. قاليبافان اين مناطق بر حسب عادت به هنگام چيدن پرز آنها را بلندتر مي چينند و به اصطلاح آنها را پرگوشت مي گيرند. درشت بافي و زمختي از صفات ظاهري و مشخصه فرشهاي هريس، گوراوان، مهربان و بخشايش است.  بافت گليم و قاليچه نيز در زمانهاي سابق معمول بوده كه كم كم كنار گذاشته شده و جاي خود را به فرش داده است. آن زمان قاليچه هايي بافته مي شد در قطعهاي خيلي بزرگ 3.5 *2.5 متر و 4*3 متر و كناره هاي 3*1 ذرع و 4*1 ذرع با رج بين 18 تا 25 گره. 
در سالهاي پيشين، فرش بخشايش از جايگاه بالايي برخوردار بوده است و علاوه بر منطقه و استان، در كشورهايي چون سوئد، آلمان و ايتاليا نيز از اهميت و شهرت خاصي برخوردار بود، اكثر فرشهاي بافته شده در اين شهر به كشورهاي آسيايي و اروپايي صادر مي شد. آقاي آرتور اپهام پوپ، دو تخته قالي قديمي، يكي در موزه پنسيلوانيا (مجموعه ويليامز) و ديگري متعلق به اديب راكفلر مك پورميك را به ناحيه بخشايش متعلق دانسته است.  كمبود مصالح و مواد اوليه و كمبود راه و امكانات ارتباطي، اين امكان را نمي داد تا همه خانواده ها دار قالي را در خانه خود برپا كرده، به بافت قالي بپردازند، لذا به بافت گليم و جاجيم- كه وسايل اندك و ساده تري را نياز داشت- رو مي آوردند. اين امر قبل از سالهاي 1300 شمسي رواج بيشتري داشت و از هر بيست خانوار، دو الي پنج خانوار به بافت قاليچه مي پرداختند كه درآمد حاصله از فروش آنها تامين كننده قسمتي از نيازهاي خانواده ها ميشد.  در فاصله بين سالهاي 1320 تا 1335 فرش و قاليچه بخشايش مقام و كيفيت عالي خود را در بين فرشهاي شناخته شده استان حفظ كرده بود. فرش بخشايش در اين سالها، پس از فرش هريس، دومين مقام را در استان به خود اختصاص داده بود و با اهميت فوق العاده، جزو فرشهاي صادراتي به خارج محسوب مي گشت. اين سالها اوج ترقي فرش بخشايش از لحاظ كيفيت بافت و رنگ، همچنين ميزان صادرات آن به خارج به شمار مي آيد در اين سالها بود كه وضع ارتباط جاده هاي بين شهرها و آبادي ها برقرار، و امكانات و مصالح و مواد اوليه فرشبافي در مقايسه با سالهاي قبل پيشرفت داشت. اغلب خانواده ها به توليد فرش و قاليچه اشتغال داشتند و اين صنعت منبع درآمد مهمي براي اهالي محسوب مي شد. در اين سالها كم كم دارهاي گليم و جاجيم جاي خود را به بافت فرش و قاليچه دادند. مرغوب ترين و ظريف ترين فرشهاي بخشايش مربوط به سالهاي 1330 تا 1350 مي باشد كه الآن تعداد انگشت شماري از آنها را مي توان در برخي از منازل يا تجارتخانه ها رويت نمود. از عوامل اصلي رشد و ارتقاي كيفيت و نوع بافت فرش در سالهاي ياد شده، توسعه بيش از حد اين صنعت و خريد و فروش آن در كيفيت و سطحي بالا، همچنين توجه صاحبان حرفه و تاجران فرش به كيفيت توليدات فرشي بوده است.  فرشهاي بافته شده در بخشايش، كه رجهاي آن از شماره 16 تا 20 تجاوز نمي كند، داراي يك نقشه ثابتي است كه اكثر اهالي به بافت اين نوع فرشها اشتغال دارند. همه زنان و دختران كه با پنجه هاي سحرآفرين خود اثري ماندگار و زيبا خلق مي كنند، اين نقشه را در ذهن خلاق خود دارند و نيازي به استفاده از پوستر و نقشه ندارند. اين نوع فرشها به «فرشهاي خانگي» معروف است. اخيراً برخي از بافندگان كه پسران نوجوان نيز جزو اين گروه مي باشند، فرشهاي ريز نقش با شماره رجهاي 70-50 نيز مي بافند كه داراي نقشه هاي متفاوت با نقشه اصلي فرش بخشايش مي باشد و عموماً از نقشه هاي تبريز، هريس و بناب استفاده مي كنند.  نقشه ها: نقشه هر فرش آئينه تمام نمايي از انديشه و تفكر و ميزان خلاقيت بافنده آن است. اصالت، زيبايي و جذابيت هر فرش بسته به نقشه بكار برده شده در آن است. اجراي طرحهاي گوناگون، استفاده از انواع رنگها، بر زيبايي هرچه بيشتر فرش مي افزايد. نقشه هر فرش در واقع نشان دهنده منطقه بافت آن مي باشد، به حدي كه اغلب افرادي كه در كار خريد و فروش اين كالا هستند، با يك نگاه به نقشه و نوع بافت فرش به راحتي تشخيص مي دهند كه آن فرش مربوط به كدام منطقه يا چه دوره و زماني مي باشد. قاليهاي بخشايش داراي دو نوع نقشه با دو نوع بافت متفاوت مي باشند. نوع اول كه آن را «فرش خانگي» مي نامند، داراي بافت تقريباً زبر و خشني است. اين نوع فرش، سابقه اي بس طولاني دارد، يعني در واقع سابقه اش به بافت نخستين فرش در بخشايش مي رسد و نقشه آن نيز ساليان سال است كه در ذهن بافندگان آن نقش بسته و آنان در پياده كردن اين نقشه، نيازي به استفاده از طرح ندارند. شهرت صنايع دستي بخشايش نيز به جهت بافت اين نوع فرشها مي باشد. نوع دوم كه چند سالي است در بخشايش رايج شده، داراي طرحها و نقوشي است كه بيشتر جنبه صادراتي دارند و اهالي براي بافت اين فرشها از طرح و نقشه اي كه قبلاً در اختيار مي گيرند، استفاده مي كنند.  طبع قالي بخشايش سخت و استخواني است، يعني اگر به آن دست زده شود، فرش زبر و سفت و خشن است. درشت بافي صفت شخصي و ظاهري اين فرش است. پرزهاي قالي بلند است و تعداد بافت به نسبت رج در گره كم مي شود. رنگهاي تند و تلخ در فرش اين منطقه به كار مي رود. زمينه هاي قهوه اي سير و سبز تند و سرمه اي تيره مورد علاقه بافندگان آن شهر است. يعني طرح قالي اغلب مهندسي است و براي استفاده در اماكن پر رفت و آمد بسيار مناسب است. اين فرشها سنگين هستند و حمل و نقل آنها به سختي صورت مي گيرد. اين قبيل فرشها نوعاً در مساجد و مراكز عمومي و سالنها مورد استفاده قرار مي گيرد.    
كشاورزي:  كشاورزي بخشايش با توجه به كم آبي و شوره زار بودن اراضي آن، بسيار محدود و بسيط و چندان تعريف و توصيفي ندارد، و نوعاً به صورت تك محصولي است، با اينكه كشاورزان پرتلاش و زحمتكش فراواني دارد. كشاورزي بخشايش به دو صورت آبي و ديمي انجام مي پذيرد:  الف) اراضي آبي: اراضي آبي به علت داشتن لايه هاي املاح و شور بودن رسوبات زيرزميني نوعاً از آبهاي سطحي و رودخانه ها استفاده مي كنند، چون هرچه به عمق زمين بيشتر نزديك شويم، به همان مقدار به املاح زيرزميني نمك نزديكتر مي شويم. از اينرو در بخشايش از چاههاي عميق و نيمه عميق خبري نيست، فقط از آبهاي بهاري و چاههاي كم عمق 4 تا 5 متري استفاده مي كنند. محصولات مردم در حد متوسط و اغلب در حد نياز شخصي به دست مي آيد، از اينرو كمتر كشاورزي يافت مي شود كه از طريق كشت و كار و فروش محصولات غلات، نياز ضروري خود را تامين نمايد، بلكه نوعاً از طريق صنايع دستي است كه امرار معاش مي كنند. البته در سالهايي فروش فرش به كندي صورت گيرد، در مضيقه و تنگنا خواهند بود.  ب) اراضي ديمي: بخشايش از زمينهاي ديمي وسيع و گسترده اي برخوردار مي باشد، به حدي كه روند گسترش برخي از آنها در بعضي از محورها 20 كيلومتر نيز فراتر مي باشد و چون اين اراضي از تپه ها و شيبهاي تند برخوردار است، اراضي مسطح و قابل كشت ديمي مرغوب كمتر وجود دارد، و در آن زمينها فقط جو و گندم كشت مي گردد و با وسايل ابتدايي و احياناً كمباين جمع آوري و برداشت مي شود. در كنار محصولات عمده كشاورزي كه گندم و جو مي باشد، صيفي جات از قبيل خربزه و هندوانه و خيار و هويج و كاهو و چغندر نيز در حد مصرف داخلي خود كشاورزان، نه براي صادرات و فروش كاشته مي شود. تره بار و سبزيجات بخشايش با توجه به شوره زار بودن خاك آن، از طراوت و شادابي خاصي برخوردار مي باشد كه كمتر در ديگر مناطق آذربايجان يافت مي شود.  دامداري و دامپروري:  مردم بخشايش در كنار كشاورزي كم حاصل و كم عايد خويش، به دامداري و تربيت حيوانات اهلي نيز مي پردازند. در بين دامها، گوسفند، بز، گاو و گاوميش از اهميت خاصي برخوردارند. دامداران به صورت گروهي هر 20 تا 25 نفر چوپاني را به عنوان مسئول چراي گله تعيين مي كنند و هر گله نوعاً از پانصد تا ششصد رأس گوسفند و بز و بزغاله تشكيل مي شود و به اين ترتيب هر سال 10 تا 12 گله گوسفند با مسئوليت چوپان و هميار او به مراتع و چراگاهها مي روند. بخشايش داراي مرتعي به نام چمنزار عمومي مي باشد كه از اموال عمومي است و تمام مردم حق استفاده از آن را دارند، ولي در گذشته اين چراگاه در انحصار نمايندگان ارباب و وابستگان آنها قرار داشت كه تعداد استفاده كنندگان آن از دو سه نفر تجاوز نمي كرد. در واقع اموال عمومي را غصب و به تصرف شخصي خود درآورده بودند، ولي اين چمنزار الآن در اختيار شهرداري قرار گرفته است كه درآمدآن صرف هزينه هاي عمومي آباداني شهر مي گردد.    
نقش زنان در اقتصاد خانواده:  بخش موقعيت اقتصادي را نمي توان بدون اشاره به نقش مفيد و سازنده زنان زحمتكش و بردبار بخشايش به پايان برد، چون واقعيت امر اين است كه اقتصاد خانوادگي مردم هم بدون حضور زن، سامان پذير نبوده و نيست.  زن بخشايشي بسيار زحمتكش و بردبار و متحمل و مونس همسر در جريان امور زندگي و توليدي مي باشد. چه روزهايي را كه تا شب پشت دار قالي به پايان مي برد و گاهي چه شبهايي را تا پاسي از آن مشغول بافندگي مي گردد. از اينرو اگر در بخشايش 1500 يا نزديك به 2000 خانه وجود داشته باشد، يقيناً به همان تعداد و شايد بيشتر كارخانه توليد قالي وجود دارد كه مديريت آن مطلقاً از آغاز رنگرزي خامه تا پايان، با زنان و دختران سرفراز و فعال آن ناحيه مي باشد.  زن بخشايشي از فعالترين و پركارترين اقشار جامعه كشورمان به حساب مي آيد كه بدون منت محصول تلاش شبانه روزي خود را در اختيار خانواده اش قرار مي دهد. گاهي در عرض 3 ماه، قالي 9 ذرعي را به پايان مي آورد و اين كار توليدي، افزون بر مسئوليتهاي اداره خانه، تربيت فرزندان، تنظيف و ترتيب امور خانه و سرويس دهي خوراك و پوشاك مي باشد. از اينرو با توجه به مسئوليتهاي فراوان او، كمتر مي توان او را در كوچه، بازار، خيابان و معابر عمومي مشاهده نمود، جز در عروسيها و سوگواريها و بر خلاف اغلب مناطق همجوار، هرگز او در مزارع كشاورزي حضور پيدا نمي كند، ولي در محدوده چارديواري منزل، در تهيه ابزار كشاورزي و ترتيب غذا و خورد و خوراك كشاورزان و دوشيدن حيوانات و ... كمال همكاري و همدلي را با كشاورزان و دامپروران دارد. از اينرو اگر او را شريك زندگي مرد به معناي واقعي و حقوقي كلمه بدانيم و بشماريم، نه تنها راه دوري نرفته ايم، بلكه بخشي از حقوق و مزاياي او را پرداخته ايم، هرچند او با مناعت طبع و گذشتي كه در ادامه و استمرار زندگي مشترك دارد، طالب اين حقوق و درخواست كننده اين مزايا نبوده و نيست.

نظرات
در صورتیکه اطلاعات و یا تصویری برای این شهر دارید لطفا از طریق این فرم برای ما ارسال نمایید.
پست الکترونیک :
متن یا عنوان :  
عکس :     
     
متن تصویر را وارد نمایید :